تلفن ما : 09121370314

  • ارسال ۲روزه برای سفارش‌های تهران فروشگاه
  • %۲۰ تخفیف ویژه به مناسبت افتتاح فروشگاه آنلاین فروشگاه

داستان تامارا

تامارا نام دختری زیباست که سال‌ها پیش در جزیره‌ای واقع در یکی از شهرهای مرکزی ترکیه با پدر خود زندگی می‌کرده و مهارت بسیاری در ساختن محصولات ارایشی از مواد طبیعی داشته و بخش زیادی از زیبایی‌اش بدلیل استفاده از همین مواد آرایشی بوده که دست‌ساخته‌ی خودش بوده…

بسیاری از پسران مناطق اطراف جزیره به دنبال وصال این دختر بودند اما رسیدن به جزیره بواسطه‌ی شنا در آب امری بسیار دشوار بوده که تنها یکی از پسرها توانسته بود این کار را انجام دهد و دختر را از نزدیک ببیند و اینگونه بود که آن‌ها عاشق یکدیگر شده بودند.

اما پدر تامارا که نمی‌خواست به‌تعبیری دخترش را از دست بدهد از این موضوع که پسر مسیر رسیدن به جزیره را شنا می‌کرد و تامارا را ملاقات می‌کرد، ناراحت و ناراضی بود؛ او پی برده بود که دخترش هر شب آتشی در جزیره روشن می‌کند که پسر در تاریکی به سمت نور شنا کند و به جزیره و وصال تامارا برسد تا اینکه شبی طوفانی که دختر برای حفظ جان پسر از دیدارش و روشن کردن آتش منصرف شده بود، پدر بجای دختر، آتشی در جزیره روشن کرد و پسر با دیدن نور آتش و به گمان اینکه دختر در انتطار اوست، با وجود طوفانی بودن دریا و به عشق تامارا خودش را به آب می‌زند و وقتی طوفان توانش را در آب می‌گیرد بهنگام غرق‌شدن نام دختر را اینگونه فریاد می‌زند:

«آخ تاماررر… آخ تاماررر… .. .»

تامارا که صدای پسر را می‌شناسد و از ماجرا باخبر می‌شود سراسیمه به اب می‌زند و هر دو در دریای طوفانی غرق می‌شوند.

افسانه است که بعد از این ماجرا بوده که نام آن جزیره در شهر وان ترکیه به همان صدای آخرین فریادهای عاشقانه‌ی «آخ تاماررر…»، آک‌دامار گذاشته شده است.

Tamara
سبد خرید
بازگشت به بالا